نظر علي الطالقاني

330

كاشف الأسرار ( فارسى )

كه به توفيق خدا به او رسيده و فيض و احسانى بالاتر از مقام رضا و محبت در خزانهء خدا نيست . و اما آنچه بر محبت مترتب شود از لوازم ، مثل حور و قصور ، از لوازم و توابع است نه خود مقصود . پس محبت نه لياقت فيض و سبب استحقاق فيض است بلكه خود عين فيض است و منتهاى فيض چنانچه دانستى . و در حق اليقين از سيد الساجدين ( ع ) است كه چون اهل بهشت در بهشت درآيند بر تختها تكيه زده و حوريان به سوى او خرامان ، خلاصه ، حضرت بعد از بيان نعمتها فرمود پس خداوند تعالى ايشان را ندا كند كه اى دوستان من مىخواهيد خبر دهم شما را به چيزى كه بهتر است از همهء اينها عاقبت . گويند بلى اى پروردگار ما خبر بده . حق تعالى فرمايد كه رضا و خوشنودى من از شما و محبت و دوستى من نسبت به شما عظيمتر است از آنچه در او هستيد . گويند بلى خاطر ما به آن شادتر است . پس خواند حضرت اين آيه را وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تا وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . 118 ، 119 و چون ظاهر است كه اصول دين بايد همان غرض و غايت ايجاد باشد و غرض و غايت ايجاد هم عين اصول دين است ، پس اصول دين تو و غرض و غايت تو و مقصود از ايجاد تو همان وصول به مقام محبت است و چون محبت بدون معرفت و شناسائى فى الجمله محال است پس در مقام امر و نهى و عالم تكليف ، اول تكاليف و اصل در تكاليف و بالاترين اعمال ، علم و معرفت شد كه مقدمهء محبت است . و غرض از اين تكليف و عمل ، حصول محبت است چنانچه بديهى است كه هر كارى و هر مأمور به فائده‌اى دارد كه اين كار مقدمهء او است و آن فائده اصل مقصود و اصل مطلوب است . چنانچه نماز و زكات و حج و خمس و جهاد و هكذا هر يك را فائده‌اى است كه آن اصل مقصود است . و چون اين اشاره دانسته شد پس آنچه از عالم محبت خدا و دوستان خدا خارج باشد ، به مقتضاى عقل ، آن داخل در اصول دين و غرض و غايت از ايجاد نيست . پس بنابراين معرفت معاد چون ساير ضروريات از اصول دين نخواهد بود . پس اگر كسى بالفرض خدا و اولياء خدا همه را شناخته و محبت همه را در دل جا كرده و به زبان اقرار نموده و از دشمنان ايشان تبرّى جسته و مع ذلك از معاد چيزى به گوش او نرسيده و خود او نيز به اين خيال نيفتاده تا او را شكى يا ظنى عارض شود بلكه غافل محض است ، پس به مقتضاى اين قواعد كه شنيدى اين شخص را كافر و نجس نتوان گفت بلكه او مسلم و